در مراسم اهدا یک دستگاه نیسان کمپرسی به دهیاری "هولار علیا"، از تشنگی این روستا سخن به میان آمد، از دهیاری که ساختمان ندارد، از روستایی که فاقد مدرسه و خانه بهداشت است و طرح هادی که انتظار آسفالت را میکشد.
تنها شهرک صنعتی که واحد غیرفعال ندارد... این جمله خبری فوقالعاده را در شهرک جمشیدآباد آمل میشنوم. از زبان مسئول شهرکهای صنعتی. تک جملهای که روزم را میسازد.
ایستادهام وسط مسجدی که البته تا ۴۸ ساعت، درمانگاه دندان است و دارم اولینهای نادری را تجربه میکنم.
اولین مرتبه است در مسجد، صدای متهبرقی میشنوم.
اولین بار است پیرمردی قسمم میدهد که یادم نرود بنویسم دکترها جانخریناند.
03 تیر 1405
روایتی از نشست خبری مدیرعامل آب و فاضلاب مازندران؛
نشست خبری شرکت آب و فاضلاب مازندران است. بوقت ورود، صندلیهای آجری رنگ سالن جذبم میکند. لوگوی سازمان خورده روی پیشانیشان. ۳ تا موج سربلند. طراحیاش قشنگ است.
در آخرین روزهای بهار، از میان انبوه اخبار ناخوش و خاکستری و معمولی، برمیخیزیم و همراه میشویم با تور رسانهای جهادکشاورزی که در لیست بازدیدهایش دو مکان گلخانهای هم گنجانده. میرویم ببینیم سفر یکروزهای که از ساری تا محمودآباد تدارک دیدهاند قرار است چهها به ما اضافه کند و ما را با خودش به کدام نقطه مجهول و قصه نانوشته مازندران ببرد.
بُرهه کوتاهیست چابکسازی و اصلاح ساختارهای تامین اجتماعی شهرستان ساری کلید خورد و متولیان این مجموعه در تب و تاب اجرای صحیح این فرآیند هستند اما آنچه اذهان سارویها رو به خود مشغول کرده این است که این پروسه با اهداف سیاسی به پیش میرود یا اینکه تصمیات کارشناسی و تخصصی غالب است.
در ادامه رسیدگی به مشکلات و مطالبات مردمی، میزِ خدمت فرمانداری ساری به چهاردانگه رسید و مسئولین شهرستان ساری با پیمایش چند ساعته روستاهای "پشتکوه" زیر تیغِ آفتاب، از نزدیک با چالشها و پتانسیلهای منطقه مواجه شدند.
بنظرم پاییز فصل متمایزیست. فصلی که میشود پابهپایش ذوق و شور به خرج داد و نشست پای روایتهای تازه. پای فراز و نشیبهای مردمانی که جنس صبر و پشتکارشان طلاییست و اهل ماندن پشت درهای بسته نبوده و نیستند. مردمانی آبدیده. زنانی که به شکست و توکل و تکاپو در زندگی جور دیگری باور دارند.
آخرین بار سال ۹۷ بود که به مرکز نمایشگاهی نیاوران رفتم. "زندهیاد رضا سیاه منصوری" برای نشست رسانهای از خبرنگاران خواسته بود اینجا حاضر شوند. در بدو ورود خاطره آن دیدار برایم زنده شد و فاتحهای نثار بنیانگذار این مرکز کردم.
اینجا بلوار آزادیست بوقتِ دوازدهم آذرماه... بعد از چندماه آسمانِ خشک، امروز ابرهای گوش به فرمان خدا آمدند و در معیت دلتنگی مادران شهدا باریدند... مستدام باریدند... خودشان را رساندند لالوی جماعتی که در فراقِ پارههای تنشان، هنوز ابرند. قریبِ ۴۰ سال!